تبلیغات
همیشه عاشق - بزرگترین قلب

 لینكدونی ..

حرفای دل سام...-

میثاق...-

آسمونی...-

گل و گلدون...-

بانوی آسمانی...-

وبلاگ بشیر و نذیر...-

آشیانه ی شعر...-

ایران آزاد...-

عاشقی با یک نگاه...-

آیناز عشق من...-

giggles...-

دلبرانه...-

ساحل خاك...-

یاور همیشه مومن...-

شبهای تنهایی...-

گیتار شکسته...-

هنگامه عشق حمید...-

هرچی فکرش و بکنی از هک وفیلتر شکن گرفته ...-

هیپنوتیزم...-

جیغ...-

هستی من تویی...-

عشق و صفا...-

I love her . my prince...-

شعر...-

التماس...-

عاشقی در پی معشوق...-

بهترین ترفندها در نت + آخرین اخبار it...-

عاشق ترین آدم دنیا...-

گل همیشه بهار من. مینا...-

$$$ Love City $$$...-

::دوستت دارم::...-

دل شکسته...-

شاعر دیوانه(آ-خ-باد)...-

کلبه ی گیتار...-

i love you( محمد بیات)...-

انتظار...-

جوجو...-

حدیث عشق و دلدادگی(لیلا)...-

love some...-

مونا جان...-

با خاطرات خمیده......-

پرواز...-

امواج ساحل...-

کفتر نامه رسون...-

شبح سرگردان...-

گفتگو با استاد(حتما سر بزنید)...-

مجله خانواده سبز...-

مجله راه زندگی...-

ARCHIVE
 

 لوگوی همیشه عاشق ..

hamisheasheg

 

 لوگوی دوستان ..

پناه گاه عاشقان

 

 جستجو در بلاگ..

 

 خبرنامه ..

 

 آمار وبلاگ..

امروز .... 

دیروز ....

در كل ...



چهارشنبه 2 آذر 1384:بزرگترین قلب

 

دخترک با دقت تمام داشت بزرگترین قلب ممکن را با یک چوب روی ماسه ها ترسیم میکرد. شاید فکر میکرد که هر چه این قلب را بزرگتر درست کند یعنی اینکه بیشتر دوستش دارد!

بعد از اینکه قلب ماسه ای اش کامل شد سعی کرد با دستهایش گوشه هایش را صیقل دهد تا صاف صاف بشود شاید میخواست موقعی که دریا آن را با خودش می برد این قلب ماسه ای جایی گیر نکند!

از زاویه های مختلف به آن نگاه کرد شاید می خواست اینطوری آن را خوب خوب بشناسد و مطمئن بشود همان چیزی شده که دلش میخواست!

به قلب ماسه ای اش لبخندی زد و از روی شیطنت هم یک چشمک به قلب ماسه ای هدیه داد . دلش نیامد که یک تیر ماسه ای را به یک قلب ماسه ای شلیک کند!

برای همین هم خیلی آرام چوبی را که در دستش بود مثل یک پیکان گذاشت روی قلب ماسه ای.

حالا دیگر کامل شده بود و فقط نیاز به مواظبت داشت . نشست پیش قلب ماسه ای و با دستش آن را نوازش کرد و در سکوت به قلب ماسه ای قول داد که همیشه مواظبش باشد.

برای اینکه باد قلبش را ندزدد با دستهایش یک دیوار شنی دور قلبش درست کرد.دلش می خواست پیش قلب ماسه ای اش بماند ولی وقت رفتن بود  . نگاهی به قلب ماسه ای کرد و رفت.

چند قدمی دور نشده بود که دوباره برگشت و به قلب ماسه ای قول داد که زود برمی گردد و بقیه راه را دوید.فردا صبح دخترک در راه برای قلب ماسه ای گلی چید و رفت به دیدنش. وقتی به قلب ماسه ای رسید آرام همانجا نشست و گلها را پرپر کرد و بر روی قلب ماسه ای ریخت.

قلب ماسه ای با عبور چرخ یک ماشین شکسته شده بود.

   Happy_&_Special_Feeling_!

 

منیره +عمومي , +

ویرایش در [چهارشنبه 2 آذر 1384] || [11:11 ق.ظ]

[11:11 ق.ظ] || [+]

عزیز همیشه عاشق

 

 

 

Powered by SALAR ◄┤


 مباحث ..

عمومي...27

شعر...9

عاشقانه...2

عکسهای زیبا...1

تشکر...1

متن زیبا...2

مطلب آموزنده...1


 

 نویسندگان..

منیره...43


 

 آرشیو ..

آذر 1384...4

آبان 1384...6

مهر 1384...5

شهریور 1384...5

مرداد 1384...4

تیر 1384...12

خرداد 1384...7


 

 صفحات ..

نمایش نظرات 1 تا 30

 

 نوشته های پیشین..

خداحافظی..-
..-
..-
بزرگترین قلب..-
..-
تولد..-
..-
..-
..-
فقط برای تو.....-
سلام..-
زندگی..-
شعر..-
دلتنگی..-
تولد..-

Email
[yahoo]

.(C) Copyright

All Right Reserved

Alireza Asgari !!